تماس بگیرید

.

تعبیر خواب تلفنی و رایگان یونیکا

.

با تخفیف ویژه

.

.

تعبیر خواب فوری به شکل رایگان و تلفنی

.

تعبیر خواب آنلاین رایگان

روش اول برای تعبیر خواب
در صفحه اصلی تعبیر خواب کلمه مورد نظر خود را براساس حروف الفبا جستجو کنید، اگر موفق به یافتن تعبیر خواب خود نشدید میتوان بخش مقالات تعبیر خواب را دنبال کنید.
ادامه مطلب

تعبیر خواب تلفنی

روش دوم تعبیر خواب تلفنی یونیکا (اختصاصی)
در این روش(تعبیر خواب تلفنی) شما خواب خود را به شکل کامل و با لحاظ شرایطی که ذکر شده است برای ما ارسال می‌کنید تا تعبیر توسط استاد و همچنین راونشناسان خواب انجام شود.

ارسال پیام در سایت

ارسال خواب در پایین همین صفحه
خواب های خود را در پایین همین صفحه ارسال کنید. همکاران ما در یونیکا در کمترین زمان ممکن تعابیر آن را جستجو و ارسال خواهد کرد.

.

.

همین الان پیام ارسال کنید

.

.

.

همین الان پیام ارسال کنید

تعبیر خواب اختصاصی یونیکا

یونیکا با دو تن از معبران تعبیر خواب همکاری خود را آغاز کرده است و کلیه تعابیر ارائه شده تایید شده می‌باشد.


یونیکا در شرایط خاص اگر نیاز باشد به صورت کاملا اختصاصی رویاهای کاربران خود را ( واجد شرایط) توسط این معبران انجام خواهد داد.


اگر کاربری نیاز به تعبیر خواب خود نزد این معبران داشته باشد باید ابتدا در خواب خود را برای ما ارسال کنید و درخواست تعبیر اختصاصی یونیکا را ثبت کند.
در ادامه اگر رویا واحد شرایط باشد توسط همکاران ما ثبت خواهد شد و با توجه به رعایت نوبت تعابیر ارسال خواهد شد.
بدیهی بنابر تعداد بالای درخواست ها تاخیر در پاسخگویی ناگزیر است.

 

شرایط تعبیر خواب تلفنی (اختصاصی)

تعریف دقیق جزئیات خواب نقش مهمی در تعبیر کامل رویای شما دارند.
قبل ارسال خواب، حتما به جزئیات هر چند کوچک توجه کنید و تمام آنچه را که به خاطر دارید را بنویسید تا چیزی از قلم نیافتاده باشد.

قبل ارسال خواب خویش حتما چک کنید که خواب شما تعبیر داشته باشد، برای فهمیدن این موضوع محتوای مربوط را به شکل کامل مطالعه کنید.

روز و ساعتی که خواب دیده شده است میتواند در دقت تعبیر تاثیر بسزایی داشته باشد

 مشخصات فردی خودتان، و توضیح مختصر درباره کسی که خواب را دیده را با جزئیات کامل ارسال کنید

 کدام خواب‌ها تعبیر ندارند.

🔴خواب در ایام بیماری

🔴 خواب در حالت غیر عادی مانند مستی

🔴 خواب آشفته

🔴 رویاهای جنسی

🔴 کابوس ها

هزینه تعبیر خواب تلفنی 100 هزار تومان است.

تعبیر خواب رایگان وارد شوید

پاسخگویی به کاربران به عوامل مختلفی بستگی دارد، و اگر بعضا ممکن است مدتی را منتظر دریافت پاسخ بمانید.

حجم پیام های دریافتی: در برخی روزها ممکن است بدلیل حجم پیام دریافتی قادر به پاسخگویی سریع نباشیم.
در نظر داشته باشید که انجام استخاره شرایط و آداب مخصوص خود را دارد و به همین دلیل زمان بر خواهد بود.
به این موارد زمان تفسیر استخاره را هم اضافه کنید.

 پیچیدگی رویا:
برخی خواب نیاز به مشورت و تحقیق بیشتر دارد و ممکن است در چند نوبت با کاربر مکاتبه انجام شود تا بهترین تفسیر صورت پذیرد و این نیازمند صرف زمان بیشتر است.

تعبیر خواب تلفنی

  یونیکا پنچره‌ی رو به اسرار دنیای رویاها

« اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها وَ الَّتي‏ لَمْ تَمُتْ في‏ مَنامِها؛
خداست كه در هنگام خواب جان ها را مي گيرد و آن كسي كه در هنگام خواب مرگش فرا نرسيده نيز روحش را مي گيرد».

« فَيُمْسِكُ الَّتي‏ قَضى‏ عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى‏ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون‏؛
ارواح كساني را كه فرمان مرگ آن ها را صادر كرده نگه مي دارد ( به گونه اي كه هرگز از خواب بيدار نمي شوند) . ارواح ديگري را كه فرمان ادامه حيات شان داده ،به بدن هاي شان باز مي گردد تا مرگ حتمي آنان فرا رسد. آري در اين مسئله آيات و نشانه هاي روشني ( از قدرت خدا ) است براي كساني كه تفكر مي كنند».

تعبیر خواب پلی به دنیای ناشناخته ها

بسیار پیش آمده که ما خواب گوناگونی را دیدیم، خواب‌های که گوشه‌ی از گذشته را به تصویر می‌کشد گاهی خوشایند است مانند دیدن خواب عزیزانم درست زمانی که انتظارش را نداشتیم خودمان را غرق آغوش پدرمان دیدیم پرده کنار رفته و تصویر زیبای از شوق دوباره دیدن شان مارا غرق شادی کرده است،چیزی که در عالم ماده امکان پذیر نیست.
خیلی اوقات آرزو میکنیم که ای کاش یک شب در خواب دوباره عزیزان خود را ملاقات کنیم و از حالشان با خبر شویم ….
گاهی هم خاطرات تلخ و گزنده را به رخ میکشند، مانند جلادی تیغ به دست که زخم روی زخم میزند تا مبادا گذشته تلخ را فراموش کنیم آمده که باز برای ساعتی آزاردهنده باشد.چرا؟ کسی نمی‌داند.

خواب ها همیشه پلی به دنیای ناشناخته ها میزند و انسان را غرق در دنیای رویا‌ها می‌شود زمان و مکان را حذف میکنند تا انسان در گسترده این جهان بی محدودیت پرواز کنند،گاهی گذشته را با خاطرات تلخ و شیرین بازخوانی میکند، و گاهی تصویری روشن از فردا را برای ما نمایش میدهندن
انسان همیشه مشتاق پی بردن به راز‌های دنیای ناشناخته ‌هاست جای که جسم برای ورود به آن محدود است، و همین باعث شده که تعبیر خواب برای ما ارزشمند باشد چرا راه روشن را جلوه میکند و هشداری است برای جلوگیری از اتفاقات ناخوشایند که در آینده انتظار ما را می‌کشد

اما خواب ها به همین قدر اکتفا نمیکند خیلی از اوقات در خواب ها چیزهای میبینم که نمی‌دانیم چه تناسبی با امروز ما دارد. آیا فقط یک خواب مشوش است یا یک رویای صادقه که آمده بیمی از آینده را هشدار دهد.
اینجاست که دانستن تعبیر خواب میتواند کمک کند تا بتوانیم پاسخ این چرا؟ بزرگ را پیدا کنیم
دانستن این تعابیر میتواند به ما آرامش دهد و افکار زننده را دور بریزد.

اگر شما هم برای دانستن تعبیر خواب‌های خود مشتاق هستید و می‌خواهید پرده‌ها را کنار بکشید ما اینجا هستیم تا در حد امکان این شکاف را برای شما میسر کنم، پرواز در دنیای رویاها…
تعبیر خواب یونیکا به شکل کاملا رایگان خواب‌های شما را تفسیر خواهد کرد،شما میتوانید به چند روش با ما در ارتباط باشید تا پی به اسرار خواب های خود ببرید.

 

قبل از تعبیر خواب حتما به این ویس گوش کنید!!

 


 

 

خواب چیست؟

سیکل خواب یک الگوی تکرار شونده است که شامل دو فاز اصلی، یعنی خواب عمیق و خواب REM (Rapid Eye Movement) می‌باشد. این دو فاز به صورت متناوب در طول شب تکرار می‌شوند.

فاز اول سیکل خواب، خواب عمیق است. در این فاز، فعالیت مغز کاهش می‌یابد و امواج مغزی آهسته و بلند تولید می‌شوند. در این فاز، بدن بهبود و بازسازی می‌شود و هورمون‌های رشد ترشح می‌شوند. همچنین، در این فاز رویاها به صورت نادر و کمتری تجربه می‌شوند.

فاز دوم سیکل خواب، خواب REM است. در این فاز، فعالیت مغز افزایش می‌یابد و امواج مغزی سریع‌تر و کوتاه‌تر می‌شوند. در این فاز، رویاها به صورت فعال تجربه می‌شوند و عملکرد مغزی و شناختی بهبود می‌یابد. همچنین، در این فاز، عضلات بدن تحرک می‌کنند و احتمال حرکات چشمی سریع افزایش می‌یابد.

سیکل خواب در طول شب تکرار می‌شود و هر فاز تقریباً 90 دقیقه به طول می‌انجامد. در ابتدای شب، فاز خواب عمیق بیشتر است و در انتهای شب، فاز خواب REM بیشتر می‌شود. همچنین، هر شب تعداد سیکل‌های خواب تغییر می‌کند و معمولاً در طول شب تعداد سیکل‌های خواب REM افزایش می‌یابد.

سیکل خواب تأثیر بسیاری بر روی سلامت و روحیه ما دارد. نقصان در سیکل خواب ممکن است منجر به اختلالات خواب، خستگی روزانه، کاهش تمرکز و حافظه، افزایش ریسک بروز بیماری‌ها و اختلالات روانی شود. بنابراین، حفظ سیکل خواب سالم و بهبود آن در صورت نیاز بسیار مهم است.

در نهایت، برای تشخیص و درمان اختلالات خواب و بهبود کیفیت خواب، مراجعه به متخصصان روانشناسی و متخصصان خواب می‌تواند مفید باشد.

رویاها و کابوس‌ها در فاز دوم سیکل خواب یعنی خواب REM تجربه می‌شوند. این فاز خواب معمولاً در انتهای هر سیکل خواب رخ می‌دهد. در این فاز، فعالیت مغز افزایش می‌یابد و امواج مغزی سریع‌تر و کوتاه‌تر می‌شوند. در این حالت، رویاها به صورت فعال تجربه می‌شوند و ممکن است شامل رویاهای جنسی هم باشند.

 خواب های آشفته

خواب های آشفته، خواب هایی هستند که در آنها فرد تجربه های ناخوشایند و نگران کننده ای دارد. این خواب ها ممکن است شامل الهام های ترسناک، کابوس ها، خواب های بد، خواب های پریشان کننده و خواب های ترسناک باشند.

دلایل دیدن خواب های آشفته می تواند متنوع باشد و به عوامل مختلفی مانند استرس، نگرانی، ترس، اضطراب، تغییرات هورمونی، مصرف مواد مخدر یا الکل، بیماری های روانی و عصبی و یا عوارض داروها برگردد. همچنین، خواب های آشفته ممکن است ناشی از تجربه های ناخوشایند در زندگی و رویدادهای تراژیک باشند.

برخی از عوامل خاص که می توانند به دیدن خواب های آشفته منجر شوند عبارتند از:

– استرس و فشار روزمره: استرس های روزمره مانند مشکلات در کار، روابط نامطلوب، مشکلات مالی و خانوادگی می توانند باعث دیدن خواب های آشفته شوند.

– ترس و فوبیاها: ترس ها و فوبیاها نیز می توانند به طور مستقیم یا غیرمستقیم به دیدن خواب های آشفته منجر شوند.

– مصرف مواد مخدر یا الکل: مصرف برخی از مواد مخدر یا الکل می تواند به ناخوشایندی خواب ها و دیدن خواب های آشفته منجر شود.

– بیماری های روانی و عصبی: برخی از بیماری های روانی و عصبی مانند افسردگی، اضطراب، اختلالات خواب، سندرم پستانداران شبانه و بیماری پارکینسون نیز ممکن است به دیدن خواب های آشفته منجر شوند.

– عوارض داروها: برخی از داروها می توانند خواب های آشفته و ناخوشایند را ایجاد کنند.

به طور کلی، دیدن خواب های آشفته نشانه ای از نگرانی ها، استرس ها و مشکلات در زندگی فرد می باشد و ممکن است نیاز به توجه و درمان داشته باشد. در صورتی که خواب های آشفته مداوم و تأثیر منفی بر روزمره فرد داشته باشند، مراجعه به یک متخصص روانشناس یا پزشک متخصص خواب شاید ضروری باشد.

خواب چیست؟

رویا چیست و چرا رویا می‌بینیم؟


رویاها نتیجه تعامل بین عوامل مختلفی هستند که می‌توانند سبب دیدن آنها شوند. برخی از این عوامل عبارتند از:

1. فعالیت مغز: در طول خواب، مغز فعالیت‌های خود را ادامه می‌دهد و امواج مغزی مختلفی تولید می‌کند. این فعالیت‌ها ممکن است به تولید رویاها کمک کنند.

2. هورمون‌ها: ترشح هورمون‌های مختلف در طول خواب نقش مهمی در تولید رویاها دارند. به عنوان مثال، هورمون سروتونین که با خواب و استراحت مرتبط است، می‌تواند به تولید رویاها کمک کند.

3. تجربه‌های روزمره: تجربه‌ها و اطلاعاتی که در طول روز به دست می‌آوریم، می‌توانند در تولید رویاها نقش داشته باشند. این تجربه‌ها ممکن است به شکل صحنه‌های واقعی یا غیر واقعی در رویاها تکرار شوند.

4. نیازهای روانی: نیازهای روانی مختلفی مانند احساس امنیت، عشق و علاقه، تحقق آرزوها و آرمان‌ها و … ممکن است در تولید رویاها نقش داشته باشند.

5. استرس و نگرانی: استرس‌ها و نگرانی‌های روزانه ممکن است در رویاها نمایان شوند. مغز در طول خواب سعی می‌کند این احساسات را پردازش کند و به آنها پاسخ دهد.

6. تأثیرات فرهنگ و محیط: فرهنگ و محیط اطراف ما نیز ممکن است بر روی تولید رویاها تأثیر بگذارند. اعتقادات، داستان‌ها، تصاویر و صداهایی که در طول روز با آنها مواجه می‌شویم، می‌توانند در رویاها تکرار شوند یا به شکل دیگری در آنها نمایان شوند.

در نهایت، رویاها پدیده‌ای پیچیده هستند که تحت تأثیر عوامل مختلف قرار می‌گیرند. هر فرد و هر رویا ممکن است به دلایل متفاوتی تولید شود و برای تفسیر آنها می‌توان به متخصصان روانشناسی مراجعه کرد.

150 نظرات

  1. سلام خواب دیدم که من رو زمین افتادمو خواهرم دست و پاهام داشت به صورت جداگانه با طناب های که به چهار میخ که هر میخ و طناب برا هر دست و پاهام بود که بسته میشد خواهرم پاهام بست و دست سمت راستم بسته و با نقشه قبلی که با خانمم و دوتا خواهرای خانمم کشیده بود دست سمت چپم رو درست نبست و بهم گفت اینو نمی‌بندد تا بتونی با اسلحه خانمم رو بزنم اینو گفت و رفت از پله ها بالا رفت و نزدیک خانمم به فاصله پ۴ یا ۵ متری ایستاد و به خانمم گفت همه چی آماده هست در حالی که خواهر خانم یکی بالای پشت بون یکی سمت چپ و یکی سمت راستم بود و خانمم و خواهرم بالای پشت بون جلوم بودن به فاصله پنج متر ایستاده بودن من آروم طناب سمت چپ که خواهرم درست نبسته بود باز کردم وکلت برداشتم و سمت خانمم گرفتم و شلیک کردم که گلوله نداشت و کلت خالی بود ناگهان یک تیر وسط سینه ام خورد و من که متوجه خواهرم شدم که کلت ش سمتم هست وفهمیده اون تیر بهم زده خواهرم یک چشمک‌زد و خانمم و دوتا خواهراش و خواهرم شروع به شلیک کردن تیرها سینه و شکمم رو سوراخ سوراخ میکردن تا نهایت تیرها تمام شد و من ۴۷ گلوله به سینه و شکمم خورده بود خانمم و خواهراش و خواهرم پایین اومدن و درحالی که زنده بودم و به سینه و شکم سوراخ سوراخم نگاه میکردن خانمم گفت عشقم سوراخ سوراخ شدی وای چه جالب بعد خواهرم گفت داداش جون فکر کردی ما خانوم ها پشت همدیگه خالی میکنیم و من میزارم که یه تیر به یه خانم بزنی حتی اگه که داداشمی خواستی خانمت بزنی ما خانم ها سوراخ سوراخت کردیم بعد کلت شون که ۴گلوله خانمم گذاشت و ۴تا خواهرم تو گلت ش گذاشت. سمتم گرفتن و هفت گلوله دیگه تو سینه و شکمم زدن و گلوله آخر خانمم یک چشمک بهم زد و تیر آخر وسط پیشونیم زد و من کشته شدم

  2. خواب دیدم تو حرم امام رضا داشتم نماز میخوندم همه داشتن یه سری چیزا یادگاری بهم میدادن یه پسر بچه اومد یه کاغذ تا شده بهم داد گفت اینو مادرم داده بدم به شما گفتم مادرت کیه دیگه غیبش زد منم کاغذ رو باز کردم ببینم از طرف کیه نوشته بود باطل السحر اسم منم پایینش بود تعبیر چیه؟ –

  3. در خواب دیدم که در خانه‌ی روستایی پدربزرگ و مادربزرگ مرحومم هستیم و من ، وقتی همه خواب بودند ، تلفن همراه یکی از آشنایان یا فامیل را دزدیدم چون در آن لحظه شدیدا به یک گوشی نیاز داشتم تا کاری را انجام دهم . او ، پلیس آورده بود و اصرار داشت که برادرم ، گوشی را دزدیده و پلیس ، قصر دستگیری برادرم را داشت که در نهایت ، مدرکی پیدا نکرد و پلیس‌ها رفتند . من ، وقتی رفتند ، گوشی را در دستشویی انداختم که وانمود کنم در دستشویی ، از جیبش افتاده بوده و این را به خانواده ، اطلاع دادم و راه افتادیم که برویم موضوع را به شخص بگوییم و گوشی را به شخص بدهیم .
    در این چند وقته ، خیلی خواب جرم کردن و تحت تعقیب پلیس بودن را میبینم . حتی قتل . و این ، تازه‌ ترین خواب از نوع جرم کردن است .

  4. خواب دیدم مادر بزرگم که فوت کرده در خانه قدیمیشان است و یه بچه داره. همان طور که پیر و فرتوت بود اما بچه داشت و من داشتم با بچش باری میکردم

  5. خواب دیدم از کنار معشوقم رد میشدم و دیدم که موهایش را کوتاه مانند پسرا کرده رد شدم اما دلم میخواست برگردم و برگرده

  6. سلام خسته نباشید. من نامزد دارم دیشب خواب دیدم یه مکان ناشناخته یه مرد جوان ناشناس با لبخند تخم مرغ آب پز بزرگی بهم داد( رنگ تخم مرغ سفید نبود انگار پوستش هم گرفته بود)گفت اینو برای تو پختم یکی دیگه هم دست خودش بود من گفتم من که تخم مرغ دوست ندارم، همون لحظه همکلاس دوران راهنماییم هم بود گفت بده به من، گفتم نه نمیشه این برا منه. که همین لحظه انگار اونجا پله بود یا پای آقاهه سر خورد نمیدونم چیشد از پشت میخواست بیفته زمین من دستشو محکم گرفتم نیفتاد و بهم لبخند زد تعبیرش چی میشه؟ خیلی ذهنمو در گیر کرده ممنون میشم جواب بدید

  7. با سلام
    شب گذشته قبل از خواب برای خودم و همسرم از خداوند طلب سعادت و ثروت کردم و در خواب دیدم بچه شتری به رنگ سیاه تیره بسیار زیبا و خواستنی با کوهان های پر و درشت دیدم و آنقدر من و او به هم علاقه مند شدیم که به آغوش من آمد و از من جدا نمیشد و من هم مایل به ادامه دادم این آغوش بودم و مدام از دیگران می‌خواستم که از من و او عکس های زیاد بگیرند…انقدر من و این شتر به هم محبت داشتیم که از هم جدا نمی‌شدیم…هنوز وزن و گرمای آن بچه شتر را در آغوش خودم حس می‌کنم.

  8. با سلام
    شب گذشته قبل از خواب برای خودم و همسرم از خداوند طلب سعادت و ثروت کردم و در خواب دیدم بچه شتری به رنگ سیاه تیره بسیار زیبا و خواستنی با کوهان های پر و درشت دیدم و آنقدر من و او به هم علاقه مند شدیم که به آغوش من آمد و از من جدا نمیشد و من هم مایل به ادامه دادم این آغوش بودم و مدام از دیگران می‌خواستم که از من و او عکس های زیاد بگیرند…انقدر من و این شتر به هم محبت داشتیم که از هم جدا نمی‌شدیم…هنوز وزن و گرمای آن بچه شتر را در آغوش خودم حس می‌کنم.

  9. من شب نوزدهم خسته بودم خوابیدم نتونستم بیدار بمونم خواب دیدم رفتم کربلا تو حرم امام حسین تو صف نماز جماعت بودیم خواهرم بود ولی من هر کاری میکردم نماز یادم رفته بود یادم نمیومد سر نماز چی بخونم بعد نماز قرآن دست گرفته بودیم نوبتی قرآن میخوندیم خواهرم خوند یکم غلط داشت نوبت من شد با اینکه میدونستم قرآن بلدم ولی هر کاری میکردم کلمات قرآن را نمیدیدم انگار تاریک بود فقط انا انزلنا را میدیدم با خودم گفتم من این را حفظم از حفظ میخونم ولی بازم یادم نمیومد که بخونم توهمون صف بودیم که یه جوان لاغری بلند خوابونده بودند خادمین اونجا دست و پاهاش را مالش میدادن گویا اون دزدی کرده بود و الآن موقع مرگش بود جون میخواست بده ولی جونش در نمیرفت به همین خاطر کمکش میکردن به ماگفتن فلان جا افطاری میدن برید بگیرید ما رفتم چند تیکه نان و سینی های بزرگ خرما را جلومون میگرفتن تا برداریم اونجا برادرم بودی که با قدی بلند اومد جلو و گفت این خرما ها برا آقا جون فاتحه ای فاتحه بفرستین من یه ترسی تو وجودم بود و دنبال جای امنی تو حرم میگشتم از این حیاط به اون حیاط میرفتم یه جا نشسته بودند و آسمان رو نگاه میکردند آسمون را نگاه کردم دیدم یه چشم خیلی بزرگ تو آسمونه داره مارو نگاه میکنه یهو همه چیز تغییر کرد و همه جا بیابون خشک با خار و حیوانات عجیب بو دکه روی دو پا بودند و بدناشون تیکه تیکه و رنگا با رنگ وحشتناک بود تمام بدنم پر ترس بود و از ترس بالای پشت بام ها میرفتم و خانه های خراب وگلی بود واز ترس فقط بسم الله میگفتم تا از خواب بیدار شدم از سحر گذشته بود و موقع نماز بود

  10. سلام من شب نوزدهم خسته بودم خوابیدم نتونستم بیدار بمونم خواب دیدم رفتم کربلا تو حرم امام حسین تو صف نماز جماعت بودیم خواهرم هم بود ولی من هر کاری میکردم نماز یادم رفته بود یادم نمیومد سر نماز چی بخونم بعد نماز قرآن دست گرفته بودیم نوبتی قرآن میخوندیم خواهرم خوند یکم غلط داشت نوبت من شد با اینکه میدونستم قرآن بلدم ولی هر کاری میکردم کلمات قرآن را نمیدیدم انگار تاریک بود فقط انا انزلنا را میدیدم با خودم گفتم من این را حفظم از حفظ میخونم ولی بازم یادم نمیومد که بخونم توهمون صف بودیم که یه جوان لاغری بلند خوابونده بودند خادمین اونجا دست و پاهاش را مالش میدادن گویا اون دزدی کرده بود و الآن موقع مرگش بود جون میخواست بده ولی جونش در نمیرفت ومیگفت جونم تو پاهام مونده ودر نمیره به همین خاطر کمکش میکردن به ماگفتن فلان جا افطاری میدن برید بگیرید ما رفتم چند تیکه نان و سینی های بزرگ خرما را جلومون میگرفتن تا برداریم اونجا داداشم بودی که با قدی بلند اومد جلو و گفتی این خرما ها برا پدرم فاتحه ای فاتحه بفرستین من یه ترسی تو وجودم بود و دنبال جای امنی تو حرم میگشتم از این حیاط به اون حیاط میرفتم یه جا نشسته بودند و آسمان رو نگاه میکردند آسمون را نگاه کردم دیدم یه چشم خیلی بزرگ تو آسمونه داره مارو نگاه میکنه یهو همه چیز تغییر کرد و همه جا بیابون خشک با خار و حیوانات عجیب بو دکه روی دو پا بودند و بدناشون تیکه تیکه و رنگا با رنگ وحشتناک بود تمام بدنم پر ترس بود و از ترس بالای پشت بام ها میرفتم و خانه های خراب وگلی بود واز ترس فقط بسم الله میگفتم تا از خواب بیدار شدم از سحر گذشته بود و موقع نماز بود

  11. سلام من همین امروز ساعت 10 صبح بود ک خواب دیدم توی حسینیه نشستیم و از یک فردی ک من بهش علاقه مند هستم هم اونجا هستند(برادر بزرگ ایشون از من خواستگاری کردند ولی من به ایشون علاقه مند هستم البته مادرم چیزی به من نگفتند و من طی صحبتهای تلفنیشون یه حدس هوایی زدم) بعد این مرده توی حسینه بود و یکی از دوستانم ک در واقعیت روی این آقا پسر نظر داره توی خواب هستم و من باهاش رابطه چندان خوبی ندارم میخواد توی خواب به این پسر نزدیک بشه ک من نمیزارم بعد مامانم یهو میگه کددخترم سردرد داره و میخواد بره خونه بلند میشم ک برم این پسره بلند میشه ک منو برسونه بعد نمی‌دونم چی میشه ک مامان من و مامان ایشون هم تو ماشین هستند و به جای خونه داریم میرسم قبرستون ک اونجا مراسم داشتیم و همون دختره هم اومده بود بعد مامانم ک کلا تو واقعیت فک کنم مخالف این خاستگاه باشه نمی‌دونم تو خواب انگار میخواست از من تعریف کنه چون یه جورایی حس میکردم تو خواب از این پسره خوشش میاد بعد ک رسیدیم من پیاده شدم دیدم مامانم با این پسره صحبت می‌کنه من رفتم تو پاشین تا پشتی رو بزارم تو ماشین ک صحبتشون رو قطع کردن و وقتی من رفتم بیرون دوباره شروع به صحبت کردن و من توی خواب حس کردم ک داره پسره ازم خواستگاری می‌کنه
    و من الان گیج شدم چند بار دیگه هم خواب خواستگاری همین پسر ک ازمن می‌کنه رو دیدم ولی تو واقعیت طبق چیزایی ک شنیدم برادرش خاستگارمه و من الان گیج شدم؟؟

  12. سلام خسته نباشید
    دو سه هفته پیش برای من خواستگار ا‌ومده بود،قرار بود اون شخص تنها برای بار دوم بیان تا دو تایی باهم صحبت کنیم،ماخونمون دو طبقه است و خودمون طبقه پایین سکونت داریم،یه کمی خورده ریز به عنوان جهیزیه مادرم برام کنار گذاشتن داخل کمد دیواریمون که طبقه بالامونه شب قبل از اومدن اون اقا مادرم خواب دیدن که
    دو نفر از خانم هایی که فامیلمون هستن و سید هم هستن اومدن داخل کمد دیواری طبقه بالامون رو که اون خورده ریز ها هستش رو دارن مارکشون رو نگاه میکنن و طرف دیگه ی کمد دیواریمونم خراب بوده از طرفیم در کمد دیواریمون رو اون دو خانم باز گذاشته بودن و وسیله ها رو نگاه میکردن و خرابی طرف دیگه کمد هم مشخص بوده و مادرم هم یکی از همسایه هامون مهمونش بوده خرابی کمد رو میدیدن این رو هم بگم که وقتی اون اقا فردای خواب مامانم اومدن برای اینکه بار دوم باهم صحبت کنیم بنابه دلایلی مجبور شدیم بیایم طبقه ی بالامون برای صحبت کردن ببخشید تعبیر این خواب چی هستش

    • این خواب ممکن است نشانه از نگرانی‌ها و اضطراب‌های شما در مورد روابط و ارتباطات خانوادگی باشد. وقتی مادرتان خواب می‌بیند که دو نفر از خانم‌های فامیلی و سید ها (که معمولاً به عنوان شخصیت‌های محترم و اعتباری در جامعه شناخته می‌شوند) داخل کمد دیواری طبقه بالای خانه شما هستند و مارکشون رو بررسی می‌کنند، این ممکن است نشانه از نگرانی‌های مادرتان در مورد استقامت و قدرت خانواده یا اعتبار خانوادگی باشد.

      همچنین، وقتی کمد دیواری خراب است و وسایل داخل آن بررسی می‌شوند، این ممکن است نشاندهنده نگرانی‌ها یا ترس‌های شما در مورد حفظ یا خراب شدن اموال یا ارثیه خانوادگی باشد.

      با توجه به اینکه در واقعیت هم برای صحبت با خواستگار باید به طبقه بالای خانه بروید، این خواب ممکن است نشاندهنده نگرانی‌ها و ترس‌های شما در مورد روابط عاطفی و اجتماعی باشد.

      به طور کلی، این خواب ممکن است نشاندهنده نگرانی‌ها، ترس‌ها و اضطراب‌های شما در زمینه روابط خانوادگی، اعتبار و ارتباطات با دیگران باشد. من توصیه می‌کنم که با تأمل در این تجربه و تفکر در مورد روابط و تجربیات شخصی خود، سعی کنید به تعبیر مناسب برسید.

    • در محل کارم شخص هتاکی (کمالی) هست که قبلا اهل نماز و هیئت بوده اما حالا ترک کرده و در جمع به مقدسات و معصومین توهین های رکیک میکند. من به دو نفر از همکارانم (بهرامی و کرمعلی) که اهل نماز و روزه هستند معترض شدم که چرا در برابر او سکوت میکنند و گفتم ما که سه نفر هستیم باید جواب او را بدهیم و برخورد کنیم اما آنها بهانه آوردند و من به آنها گفتم شما میترسید. چند روز پیش، کمالی توهین رکیکی به ائمه کرد. من جوابش را دادم و دعوای لفظی کوتاهی با او کردم اما بهرامی و کرمعلی ساکت بودند و از من حمایت نکردند. من به بهرامی گفتم نباید با کمالی صحبت و بگو و بخند کند. او گفت حق با شماست اما اینکار را نکرد. چند روز بعد، شنیدم بهرامی خوابی که دیده بود را برای کمالی تعریف میکرد. او گفت «خواب دیدم ماشینم را دزد برده و من به پلیس اطلاع دادم اما آنها گفتند چون تو نماز نمیخوانی برایت کاری انجام نمیدهیم». این در حالی است که بهرامی نمازخوان است. من به یاد یک سخنران افتادم که میگفت معصوم (ع) کلمه «صلاة» در قرآن را (که ما آن را نماز، معنی میکنیم) تعبیر به ولایت ائمه کردند. با توجه به این مطلب، برداشتی که من از خواب بهرامی دارم این است که او به دلیل سکوت و دفاع نکردن از ائمه در برابر توهین های کمالی و به دلیل قطع نکردن ارتباطش با کمالی عملا از ولایت پذیری ائمه، خارج شده و در نتیجه اعمال دینی او بی فایده است. امام علی فرموده آنگونه که یاری کنی یاری میشوی. همچنین معصومین فرموده اند هرکس ما را یاری کند ما نیز او را یاری خواهیم کرد. بنابراین نتیجه گیری من از آن خواب این است که بهرامی در صورتی که روال قبل را ادامه دهد عاقبت خوبی نخواهد داشت. تعبیر شما چیست؟

  13. سلام خواب دیدم با دوچرخه دارم میرم یهو ی گله گوسفند از روبه رو اومدن من از دوچرخه پیاده شدم رفتم کنار وایسادم گفتم یوقت سگ گله نداشته باشه بهم حمله کنه وایسادم کنار گله بزرگی بود از کنارم رد شدن یهو پنج شش تا بره تپل چاق خیلی چاق وخوشگل آنقدر چاق و تمیز بودن که عاشقشون شده بودم این بره پریدن رو من که با من بازی کنند داشتن بازی گوشی میکردن منم نازشون میکردم اونا منو لیس میزدن یهو چوپان از راه رسید ی بزغاله خیلی چاق دستش بود گفت نگاه کن چقدر پروارن چاقن گفتم آره بزغاله رو داد دستم یهو از خواب پریدم آنقدر خاب قشنگ بود تا صبح تو فکر بره ها بودم آنقدر اینا چاق و خوشگل بامزه بودن لطفا تعبیر خواب منو بگید ممنون

    • تعبیر روانشناسی

      سلام. خوابی که دیدید، ممکن است نشاندهنده ارتباط شما با طبیعت و حیوانات باشد. وقتی با دوچرخه می‌روید و گله گوسفند را می‌بینید، این ممکن است نشانه از ارتباط شما با موجودات زنده و طبیعت باشد.

      وقتی از دوچرخه پیاده شدید و کنار گله گوسفند ایستادید و نگران حمله سگ به گله بودید، این می‌تواند نشانگر نگرانی‌ها و ترس‌های شما در مورد محافظت از دیگران و موجودات زنده باشد.

      بره‌های چاق و زیبا که با آنها بازی می‌کنید و عاشق آنها می‌شوید، ممکن است نشاندهنده علاقه شما به زیبایی و نقش‌آفرینی باشد. این خواب ممکن است نشاندهنده خواست شما برای لذت بردن از زندگی و ارتباطات مثبت با موجودات زنده و اطرافیان باشد.

      چوپان و بزغاله چاق که در خواب شما ظاهر می‌شوند، همچنین می‌توانند نمایانگر اعتبار و قدرت شما در برابر چالش‌ها و ترس‌های خود باشند.

      به طور کلی، این خواب ممکن است نشاندهنده تلاش شما برای حفظ ارتباطات مثبت، لذت بردن از زندگی و پذیرش زیبایی‌های طبیعت باشد. من توصیه می‌کنم که با تأمل در این تجربه و تفکر در مورد احساسات و تجربیات شخصی خود، به تعبیر مناسب برسید.

  14. خواب دیدم که قراره تنها برم سوریه برا زیارت حضرت زینب، اول تو خونمون بودیم و فکر می‌کنم شب بود و در اتاق خوابمون مامانم بهم 2 تا شال سفید داد و سرم کردم و یه ذره شال کوتاه بود و مرتب کردم تا بدنم دیده نشه و درست نشد و دیگه ولش کردم چون زیاد نبود.
    مامانم بهم گردنبد طلام رو هم داد که بندازم و گفتم این نیاز نیست میخوام برم زیارت ولی باز بهم داد و منم انداختم گردنم و بعد وارد باغ شدیم.

    فقط نمیدونم فکر میکنم تو خوابم به بهشت زهرا هم رفته بودبم شب بود و سر مزار یکی از شهدا رفته بودیم (که همیشه میریم سر مزار شهید) و فقط با دوستام بودم و سر یه مسئله ای تعجب کرده بودم فکر میکنم یکی از مزار ها نبود یا یه تغییری کرده بودم و من از بچه ها در مورد اون موصوع سوال میکردم

    چند روز قبل دوستم خواب میبینه در یه جلسه راهیان نور نشسته بودیم و جنگی میشه (دقیق نیمدونیم بعد جلسه جنگ میشه یا در وسط جلسه) همه میان بیرون و میگیم بریم رودخونه پناه بگیریم و وقتی میرسیم رودخانه آبش نه خیلی تمیز بود و نه خیلی گل الود ولی پر ماهی های بزرگ جثه بوده که جثه شون اندازه دلفین بود، من تو خواب دوستم بهش میگم که ماهی های رودخانه خوابشون میاد چشماشون پف کرده بعد وارد رودخانه میشیم و بیدار میشه
    همون شب مجدد خواب میبینه که به یه نقاش زنگ میزنه که بیاد رو سقف نقاشی بکشه و منم کنارش بودم و نقاش میاد و در خونه قدیمی اون ها نقاشی ماه و ماهی میکشه.

  15. خواب دیدم که قراره تنها برم سوریه برا زیارت حضرت زینب، اول تو خونمون بودیم و فکر می‌کنم شب بود و در اتاق خوابمون مامانم بهم 2 تا شال سفید داد و سرم کردم و یه ذره شال کوتاه بود و مرتب کردم تا بدنم دیده نشه و درست نشد و دیگه ولش کردم چون زیاد نبود.
    مامانم بهم گردنبد طلام رو هم داد که بندازم و گفتم این نیاز نیست میخوام برم زیارت ولی باز بهم داد و منم انداختم گردنم و بعد وارد باغ شدیم.

    فقط نمیدونم فکر میکنم تو خوابم به بهشت زهرا هم رفته بودبم شب بود و سر مزار یکی از شهدا رفته بودیم (که همیشه میریم سر مزار شهید) و فقط با دوستام بودم و سر یه مسئله ای تعجب کرده بودم فکر میکنم یکی از مزار ها نبود یا یه تغییری کرده بودم و من از بچه ها در مورد اون موصوع سوال میکردم

  16. سلام ببخشید من دیشب ساعت ۶ و خورده ای خواب دیدم ک توی غسال خونه مانند بودم من ک یک خانم دیگه داشتیم استخوان های انسانهای دیگرو ک فوت شدن بودن جدا میکردیم اثر یاز جسد نبود فقط استخوان بود و بهن میگفتن بنداز داخل کیسه و روش عدد ۱٠ یا ۱۱ بزن خودشونم استخونی ک یزره گوشت بهش چسبیده بودو مزه میکردن گفتم چرا اینکارو میکنی گفت نمیدونی چقدر خوبا که، بعدش گفتن این استخوان انسانه و از استخوان ماهی تیز تره،،،،، قسمت دیگش دیدم منو میخواستن بکشن یعنی یه خانمی کنار من خوابیده بودن منم خوابیده بودم بهشون گفتم ک تو ک زنده ای پس چرا اینجایی چرا نمیای بریم ما ک زنده ایم هیچی نمیگفتن فقط میخندیدن ک یهو یه خانم بالا سریشون حالت ضربدر ردی میشونیشون با چاقو برش زدن و فوت شدن و از اول روشون پارچه سفید بود؛ من فرار کردم یادمه دیگ از این محیط خارج شدم مثلا رفتم تو یخونه از بالکت خونمو پرت کردم چند تا ادم دنبالم بودن بعد من موفق شدم و با خانوادمم بودم و این قسمت پایانی خوابم بود ک دیگ تهش نمیدونم چی شد ولی یجا هم من توی همون سالن بودم ک خانمه قبلش فوت شد سمت راست اقایون بودم و چپ حانم ها روی همشون پارچه سفید بود و باهام خدافظی میکردن و دستشونو تکون میدادن من عقب عقب با ترس ازشون گذشتم و دور شدم و میدیم درد میکشن حتی مثلا پاهاشونو یهو میاوردن بالا اقایون یکی از ماهاشونو دکتر اونجا میدین لمسه و دست میزن ب انگشت پاهاشون ک دیگ من متوجه ترس اونا بودم و حالشون و عقب عقب رفتم، ترو خدا تعبیر خواب من چی میشه

    • این خواب یک هشدار قبل وقوع یک اتفاق ناخوشایند است.
      بهتراست در گروه تلگرامی پیام ارسال کنید تا به شکل دقیق تر بررسی شود

  17. سلام ببخشبد من دیشب ساعت ۶ و خورده ای خواب دیدم ک توی غسال خونه مانند بودم من ک یک خانم دیگه داشتیم استخوان های انسانهای دیگرو ک فوت شدن بودن جدا میکردیم اثر یاز جسد نبود فقط استخوان بود و بهن میگفتن بنداز داخل کیسه و روش عدد ۱٠ یا ۱۱ بزن خودشونم استخونی ک یزره گوشت بهش چسبیده بودو مزه میکردن گفتم چرا اینکارو میکنی گفت نمیدونی چقدر خوبا که، بعدش گفتن این استخوان انسانه و از استخوان ماهی تیز تره،،،،، قسمت دیگش دیدم منو میخواستن بکشن یعنی یه خانمی کنار من خوابیده بودن منم خوابیده بودم بهشون گفتم ک تو ک زنده ای پس چرا اینجایی چرا نمیای بریم ما ک زنده ایم هیچی نمیگفتن فقط میخندیدن ک یهو یه خانم بالا سریشون حالت ضربدر ردی میشونیشون با چاقو برش زدن و فوت شدن و از اول روشون پارچه سفید بود؛ من فرار کردم یادمه دیگ از این محیط خارج شدم مثلا رفتم تو یخونه از بالکت خونمو پرت کردم چند تا ادم دنبالم بودن بعد من موفق شدم و با خانوادمم بودم و این قسمت پایانی خوابم بود ک دیگ تهش نمیدونم چی شد ولی یجا هم من توی همون سالن بودم ک خانمه قبلش فوت شد سمت راست اقایون بودم و چپ حانم ها روی همشون پارچه سفید بود و باهام خدافظی میکردن و دستشونو تکون میدادن من عقب عقب با ترس ازشون گذشتم و دور شدم و میدیم درد میکشن حتی مثلا پاهاشونو یهو میاوردن بالا اقایون یکی از ماهاشونو دکتر اونجا میدین لمسه و دست میزن ب انگشت پاهاشون ک دیگ من متوجه ترس اونا بودم و حالشون و عقب عقب رفتم، ترو خدا تعبیر خواب من چی میشه

  18. من ی خواب دیدم ک همسرم توی خونه ی ما بود مامانم بود
    بعد کنار هم نشسته بودیم
    بعد همسر سابق شوهرم بهش پیام داد هنوز کامل طلاق نگرفتن درمورد لباس و روز مرد بود بعد تماس تصویری گرفت بعد حدود ۱۰ ثانیه ای صبحت کردن موقعه ک تماس تصویری گرفت من روی فرش دراز کشیدم ک منو نبینه بعد شوهرم تلفن قطع کرد

  19. من حرز امام جواد گرفتم و چند روز بعد که گرفتم یعنی دیشب خواب دیدم که یک صدا اومد بهم گفت که درسته حرز امام جواد گرفتی و سحر و جادویی که علیه تو بوده باطل شده ولی ما از طریق خواهرت بهت ضربه می‌زنیم و نمی‌زاریم ازدواج کنی
    و همون لحظه انگار یه چیزی رفت تو وجود خواهرم و خواهرم شروع کرد به کتک زدن من و من فقط میگفتم کمک کمک که یک دفعه از خواب پریدم و ساعت هم ۳ بامداد بود .
    تشکر

    • سلام خواب شما دو تعبیر دارد یک باطل شدن دعا اگر دعا گرفتید بدانید باطل و دورغ است.

      تعبیر دوم، فتنه در پیش رو دارید و مالی را ازدست خواهید داد که سبب شک و تردید شما در زندگی می‌شود.

      برای تعبیر دقیقتر میتوانید خوابتان را به شکل اختصاصی تعبیر کنید چرا خیلی از مسائل بسته به شرایط شما دارد و چه بسا این بک هشدار برای شما باشد.

      • خواب دیدم که قراره تنها برم سوریه برا زیارت حضرت زینب، اول تو خونمون بودیم و فکر می‌کنم شب بود و در اتاق خوابمون مامانم بهم 2 تا شال سفید داد و سرم کردم و یه ذره شال کوتاه بود و مرتب کردم تا بدنم دیده نشه و درست نشد و دیگه ولش کردم چون زیاد نبود.
        مامانم بهم گردنبد طلام رو هم داد که بندازم و گفتم این نیاز نیست میخوام برم زیارت ولی باز بهم داد و منم انداختم گردنم و بعد وارد باغ شدیم.

        فقط نمیدونم فکر میکنم تو خوابم به بهشت زهرا هم رفته بودبم شب بود و سر مزار یکی از شهدا رفته بودیم (که همیشه میریم سر مزار شهید) و فقط با دوستام بودم و سر یه مسئله ای تعجب کرده بودم فکر میکنم یکی از مزار ها نبود یا یه تغییری کرده بودم و من از بچه ها در مورد اون موصوع سوال میکردم

        چند روز قبل دوستم خواب میبینه در یه جلسه راهیان نور نشسته بودیم و جنگی میشه (دقیق نیمدونیم بعد جلسه جنگ میشه یا در وسط جلسه) همه میان بیرون و میگیم بریم رودخونه پناه بگیریم و وقتی میرسیم رودخانه آبش نه خیلی تمیز بود و نه خیلی گل الود ولی پر ماهی های بزرگ جثه بوده که جثه شون اندازه دلفین بود، من تو خواب دوستم بهش میگم که ماهی های رودخانه خوابشون میاد چشماشون پف کرده بعد وارد رودخانه میشیم و بیدار میشه
        همون شب مجدد خواب میبینه که به یه نقاش زنگ میزنه که بیاد رو سقف نقاشی بکشه و منم کنارش بودم و نقاش میاد و در خونه قدیمی اون ها نقاشی ماه و ماهی میکشه

        • ممکن است در آینده نزدیک مجبور شوید تصمیم مهمی بگیرید آما مردد خواهید شد و با وسواس شروع به جستجو بهترین انتخاب خواهید کرد ،در این بین اتفاقی خواهد افتاد که منجر به از دست دادن اعتماد به نفس شما میشود بهتر مراقب باشید و مسائل زندگیتان را با کسی درمیان نگذارید

  20. سلام خواب دیدم خاستگار قبلی که دوسش دارم و از اقوام است اومده بود خونمون ناهار خورد کمی هم استراحت کرد بعد که اومد تلویزیون نگاه کنه شبکه ها قطع شده بود بعد بابام هم که خونه بود محلش نگذاشت اونم زنگ زد به دوستش باهاش قرار گذاشت رفت

    • تعبیر خواب شما بر اساس سه مولفه تغییر می‌کند
      اگر مجرد باشید به شمادتهمت زده می‌شود
      متاهل باشید مالی از شما ضایع می‌شود
      حالت سوم را در این بخش نمی‌توان تعبیر کرد.

      برای تعبیر اختصاصی میتوانید پیام ارسال کنید

  21. من ی خواب دیدم ک همسرم توی خونه ی ما بود مامانم بود
    بعد کنار هم نشسته بودیم
    بعد همسر سابق شوهرم بهش پیام داد هنوز طلاق تموم نشده درمورد لباس و روز مرد بود بعد تماس تصویری گرفت بعد حدود ۱۰ ثانیه ای صبحت کردن موقعه ک تماس تصویری گرفت من روی فرش دراز کشیدم ک منو نبینه بعد شوهرم تلفن قطع کرد

      • من ی خواب دیدم ک همسرم توی خونه ی ما بود مامانم بود
        بعد کنار هم نشسته بودیم
        بعد همسر سابق شوهرم بهش پیام داد هنوز کامل طلاق نگرفتن درمورد لباس و روز مرد بود بعد تماس تصویری گرفت بعد حدود ۱۰ ثانیه ای صبحت کردن موقعه ک تماس تصویری گرفت من روی فرش دراز کشیدم ک منو نبینه بعد شوهرم تلفن قطع کردم

  22. سلام
    بالای ساختمان چند طبقه ای بودم که خواهرم تحت تاثیر یک کودک چند ماهه شیطانی که خواهرم رو تحت تاثیر قرار داده بود و چون خواهرم بود من هم کمک میکردم و از بالای ساختمان هر فردی رو که میگفت به پایین پرت میکردم، وقتی بهم گفت بقیه اعضای خانواده ام رو از ساختمان به پایین بندازم به خودم اومدم و اون کودک رو به پایین انداختم تا خواهرم رو از تاثیر اون نجات بدم ، خواهرم انگار به خودش اومد و گفت بیاید بریم پایین وقتی در حال رفتن بودیم یهو مکث کرد و گفت بیا بقیه رو هم پرت کنیم که شاهدی نمونه ، در حالی که بقیه خانواده خواب بودن و چیزی ندیدن من نتونستم قانعش کنم که کسی شاهد نبوده ،پافشاری کرد و من خودش رو از پله ها پرت کردم که مانع اسیب رساندن به دیگران شم، وقتی پایین رفتم زنده بود و درحالی که داشتم به بیرون از ساختمون میبردمش ، بهم گفت اگر من رو اینجا بندازی برات دردسر میشه و دوربین و شاهد هست اینطوری گیر میوفتی من رو ببری یه جای دیگه ( درحالی که من به فکر سر به نیست کردنش بودم از سره دلسوزی میگفت ) ، در همین حین همه اطرافیان در حالی که چهره بی تفاوتی داشتن من رو تایید میکردن که کار درستی انجام دادم ، اما من حال خوبی نداشتم و سره دوراهی شدیدی قرار داشتم ، از خواب پریدم
    تعبیرش چی می‌تونه باشه خیلی فکرم درگیره و نگرانم، ممنون میشم کمک کنید

      • ۱۱ بهمن خواب دیدم
        عمو و پدر بزرگم که پارسال فوت کردن
        تو دوتا بشکه سیاه در بسته هستن من با خودم میگم خدایا عمو و پدربزرگ چرا تو اون دنیا حالشون خوب نمیشه چرا انقدر در عذابن من چیکار کنم که حالشون خوب بشه(حق و الناس ب گردنشونه بخاطر ارث)
        بعد کنار این دوتا بشکه یه بشکه سیاه خالی هم بود ک درش باز بود
        من ک دارم دنبال راه میگردم برای خوب شدن حال پدربزرگ و عموم
        یکی که نمیدونم خانم بود یا آقا ولی مشکی پوشیده بود بهم میگه تو خودتم زیاد وقت نداری نهایت ۱۵ روز دیگه بعد اون بشکه خالی رو بهم نشون میده
        من میگم نه توروخدااااا و همون لحظه ۲ تا بچه هام میان تو ذهنم ک من نباشم اونا اذیت میشن

  23. سلام عزیزم
    مادرشوهرم پدرش فوت کرده خاهرش خاب پدرش دیده خانواده شوهرم سر سفره بوده غذا فسنجون بوده خیلی زیاد بوده،مادرشوهرم گریه می‌کرده پدرش ت خاب گفته گریه نکن بابا و سرش تکون میداده مادرشوهرم گفته میخام برم بابا گفته نرو الان زنگ میزنم ب شوهرت(ینی پدرشوهرم)
    خابو اذان صبح دیده

  24. سلام وقتتون بخیر
    من دختر مجرد هستم ودیشب خواب دیدم که چادر مشکیم رو که گم کرده بودم پیدا کردم ولی یه تیکه کوچیک از پایینش سوراخ شده بود،البته تو خواب خوشحال بودم چونکه اون تیکه از چادر رو میخواستم کوتاه کنم و سوراخ بودنش مهم نبود
    ممنون میشم در تعبیرش بهم کمک کنید🙏

  25. سلام خواب دیدم که من در یک گروه خلاف کار هستم و انواع مختلف خلاف هم انجام می دادیم ریس باند یک خانم به نام ندا بود که دستور میداد که چکار بکنیم بعد ندا که نبود من فرمان می دادم تا اینکه خانمم که اسمش نرگس هست گروه ما رو لو داد من که داشتم به خونه برمی‌گشتم اونور مامورها همه رو دستگیر کردند فقط ندا کشته شد اینور من خونه رسیده بودم سه خانم پلیس به نرگس خانمم گفته بودن اگه من اونجا اومدم من مشغول کنه تا برسن من داشتم لباسامو عوض میکردم که خانمم اومد من هنوز زیر پیراهن و پیراهن نپوشیده بودم خانمم اومد نزدیکم در حالی که دستاش رو سینه ام بود بهم میگفت که دوستم دارم و یواشکی نگاه می‌کرد که اسلحه های که باهام هست کجاست که کنارم بود رو میز یه یوزی و یه کلت بود نرگس خانمم یوزی رو برداشت و آروم رفت عقب من تعجب کردم نرگس اسلحه رو طرفم گرفت و گفت تا مامورها نیدمدن حرکت اضافی نکنم وگرنه با این اسلحه شکم و سینه ات سوراخ سوراخ میکنم از این طرف اون سه خانم پلیس وارد خونه شدن من و خانمم تو اتاق خواب بودیم خانمم کنار یه اینه بزرگ ایستاده بود من که روبرو خانمم و اینه بودم و خودمو تو اینه میدیدم من که فکر میکردم اون یوزی رو ضامن هست گفتم اسلحه رو برمیدارم و تا نرگس بون چی به چیه میزنم کلت برداشتم نرگس بدون معطلی بهم شلیک کرد از ۳۰ گلوله ۲۳ تا در سینه و شکمم فرو رفت اون سه خانم فورا وارد اتاق شدن در حالی که من ایستاده بودم و نگاهی به سینه و شکمم کردم بعد نگاهی به اینه کردم که خودمو میدیدم که سینه و شکمم سوراخ سوراخ شده بود نگاهی به خانمم و اون خانم های پلیس کردم به خانمم گفتم چکار کردی من تو رو دوست داشتم خنرگس خانمم گفت تا وقتی که خلاف کار نبودی دوستت داشتم و عشقم بودی ولی حالا که خلاف کار شدی بعد گفت به خاطر اینکه ناراحت نشی بهم گفت عشقم من تو رو با این بدن سوراخ سوراخ ،اونم سوراخ های کوچولو چکار کنم کوچولوش خیلی خوشگل گفت بعد اون خانمها گفتند اگه میخوای زنده بمونی اسلحتو بنداز نرگس خانمم گفت واقعا با این شکم اشپلاش زنده میمونه من خواستم نرگس خانمم رو با اسلحه بکشم که اون سه خانم بهم شلیک کردن من همینطور که تیر میخوردم رو زانو میفتادم چشمام تو چشمان نرگس بود نرگس هم که که دست به سینه و خیلی خوشگل نگاهم میکرد قبل از اینکه تیر آخر وسط پیشونیم بخوره نرگس که دست به سینه بود با اشاره پیشونیش که اشاره به بدن سوراخ سوراخم در حالی لباشو غنچه کرده بود و سرش آروم تکون میداد میگفت سوراخ های کوچولو آخرین تیر هم وسط پیشونیم خورد و من افتادم و کشته شدم بعد یکی از خانمهای پلیس به خانمم نگاه کرده و گفت نرگس خانم بفرماید اینم شوهرت با سوراخ های کوچولو اون خانم پلیس هم مثل خانمم کوچولو رو خیلی خوشگل گفت بعد خانمم یه عکس از بدن سوراخ سوراخم گرفت و در وضعیت واتساب استوری کرد و نوشت اینم شوهرم با سوراخ های کوچولو بعد از تمامی دوستاش دعوت کرد که اومدن من و همینطوری دفن کردن خانمم به مدت سه روز مراسم شادی گرفت

  26. من یک دختر هستم در خواب موهای لطیف یک مرد را نوازش کردم هنگامی که مو هایش را نوازش میکردم پشت به من خوابیده بود پسر برای من حلقه خریده بود من روی پاهایش خوابیده بودم و او مرا روی زانویش کشید بعد من رفتم آرایش کنم بعد از آرایش کردن او را در حمام دیدم که ماهیگیری کرده و ماهی ها بزرگ و کوچک را در لگن با کاتر میخواهد ببرد در حمام را باز کرد و من او را بوسیدم

  27. سلام.من خواب دیدم ماشین پدر شوهرم را دزد برده و خیلی ناراحت است و مادر شوهرم یک انگشتر نگین دار زیبا خریده .در خواب خیلی تعجب کردم چون در بیداری اصلا اهل خرید طلا نیست .

  28. سلام وقت بخیر ببخشید من چند ماهه جدا شدم از همسرم بچه هم ندارم یه مشکل رحم دارم ک هی باید دکتر برم امروز ساعت ۵ نیم یا ۶ عصر بود ک خواب دیدم مادرم ک به رحمت خدا رفته اومده خوابم و بهم میگه بچه دار نمیشی خوشبختم نمیشی بهش گفتم برو از خدا بخواه خوشبختیمو گفت رفتم نشد از عصر خیلی اعصابم خورده میشه تعیبریش رو بهم بگید؟

    • سلام
      بهتر است به شکل اختصاصی تعبیر انجام شود ولی در کل باید این در نظر داشته باشید که این خواب بیشتر تحت تأثیر افکار روزانه شماست

      • خواب دیدم که قراره تنها برم سوریه برا زیارت حضرت زینب، اول تو خونمون بودیم و فکر می‌کنم شب بود و در اتاق خوابمون مامانم بهم 2 تا شال سفید داد و سرم کردم و یه ذره شال کوتاه بود و مرتب کردم تا بدنم دیده نشه و درست نشد و دیگه ولش کردم چون زیاد نبود.
        مامانم بهم گردنبد طلام رو هم داد که بندازم و گفتم این نیاز نیست میخوام برم زیارت ولی باز بهم داد و منم انداختم گردنم و بعد وارد باغ شدیم.

        فقط نمیدونم فکر میکنم تو خوابم به بهشت زهرا هم رفته بودبم شب بود و سر مزار یکی از شهدا رفته بودیم (که همیشه میریم سر مزار شهید) و فقط با دوستام بودم و سر یه مسئله ای تعجب کرده بودم فکر میکنم یکی از مزار ها نبود یا یه تغییری کرده بودم و من از بچه ها در مورد اون موصوع سوال میکردم

        چند روز قبل دوستم خواب میبینه در یه جلسه راهیان نور نشسته بودیم و جنگی میشه (دقیق نیمدونیم بعد جلسه جنگ میشه یا در وسط جلسه) همه میان بیرون و میگیم بریم رودخونه پناه بگیریم و وقتی میرسیم رودخانه آبش نه خیلی تمیز بود و نه خیلی گل الود ولی پر ماهی های بزرگ جثه بوده که جثه شون اندازه دلفین بود، من تو خواب دوستم بهش میگم که ماهی های رودخانه خوابشون میاد چشماشون پف کرده بعد وارد رودخانه میشیم و بیدار میشه
        همون شب مجدد خواب میبینه که به یه نقاش زنگ میزنه که بیاد رو سقف نقاشی بکشه و منم کنارش بودم و نقاش میاد و در خونه قدیمی اون ها نقاشی ماه و ماهی میکشه

        • ممکن است در آینده نزدیک مجبور شوید تصمیم مهمی بگیرید آما مردد خواهید شد و با وسواس شروع به جستجو بهترین انتخاب خواهید کرد ،در این بین اتفاقی خواهد افتاد که منجر به از دست دادن اعتماد به نفس شما میشود بهتر مراقب باشید و مسائل زندگیتان را با کسی درمیان نگذارید

    • سلام خسته نباشید من دخترم اوتیسم خفیف داره و تاخیر کلام دارو مصرف میکنه متوسل شدم به امام رضا که شفاش بده حرم انلاین تو گوشی براش دعا کردم دیشب خواب دیدم منو و دخترم نزدیک یه ضریح هستیم ولی نا آشناست ضریح بعد یه مردی بهم گفت امشب خیلی نذری میدن وایستین بگیرین ماهم وایستادیم همه ظرف دارن برای گرفتن غذا فقط منو دخترم نداریم گفتم حالا شاید با یه بار مصرف بدن که دخترم رفت دست کرد داخل ظرف یه آقایی و یه گوشت بزرگ برداشت که بخوره هی میگم مامان زشته دست نزن اون کار خودشو کرد بنظرتون امام رضا دخترم شفا میده از این خواب یانه

    • سلام عزیزم. من 16 ساله ک پدرم ندیدم
      دیشب خاب دیدم تا دیر وقت ت پارکم و ی خانومه صدام زد کارم داشت میخاست با لپتاپ وصل ش به باند پارک و آهنگ بزاره منم کمکش کردم
      بعد رفتم خونه یکی از بستگان دقیق یادم نیست کی بود بجه کوچیک هم اونجا بود بعدمامانم و بابام اومدن و من ترسیدم گفتم الان بابام دعوام میکنه تا دیر وقت بیرونم ت خاب ساعت نزدیک 2ونیم 3 شب بود و من تنها ت پارک بودم
      چون بابام بود ت خاب میخاستم تعبیرش کنید ممنونم

      • سلام
        برایتان اتفاقی خواهد افتاد با اینکه در نگاه اول به صلاح شماست اما در ادامه عواقب خوبی نخواهد داشت.
        تحت تاثیر بک مشکل هستید که سعی کنید احساسی تصمیم نگیرید

  29. خواب دیده بودم با فردی که دوسش داشتم ازدواج کرده بودم و ازش حامله بودم و زایمان کردم و زایمانم حتی با اینکه تو خواب نگران بودم خیلی راحت و بدون درد بود و یه پسر به دنیا اوردم اسمشو گذاشتم محمد

    ولی تو خواب احساس میکردم اون شخصی که باهاش ازدواج کردم زیاد نگران نبود برای من

    • سلام وقت بخیر ببخشید من چند ماهه جدا شدم از همسرم بچه هم ندارم یه مشکل رحم دارم ک هی باید دکتر برم امروز ساعت ۵ نیم یا ۶ عصر بود ک خواب دیدم مادرم ک به رحمت خدا رفته اومده خوابم و بهم میگه بچه دار نمیشی خوشبختم نمیشی بهش گفتم برو از خدا بخواه خوشبختیمو گفت رفتم نشد از عصر خیلی اعصابم خورده میشه تعیبریش رو بهم بگید؟

  30. چند شب پیش خواب دیده بودم چند نفر جلو من خودکشی میکردن و حتی یادمه یکیشون با چاقو به گردن خودش میزد و کنجکاو بودم تعبیرش چیه؟

  31. سلام وقتتون بخیر
    من چند وقت پیش خواب دیدم با کسی که دوسش دارم ازدواج کرده بودم و حامله بودم و یه بچه به دنیا اوردم و پسر بود و اسمشو محمد گذاشتم خودم و حتی زایمان خیلی راحتی بود و درد نداشتم تو خواب و با اینکه نگران بود از دردش تو خواب

    • حدود ۱۰ الی ۱۲ صبح بود خواب دیدم یه جایی مثلا مثل مطب دکتر بودم یه مرد شیشه بزرگ میبرد از دستش افتاد شکست انگشت شست پای من زخمی شد خون میومد

  32. خواب دیدم فردی که قبلا در رابطه عاشقانه بودیم در قبرستانی است و لباس مشکی بر تن دارد و پشت یک قبر درحال گریه کردن است و خیلی ضعیف و لاغر شده بود

  33. خواب دیدم فردی که قبلا در رابطه عاشقانه بودیم در قبرستانی است و لباس مشکی بر تن دارد و پشت یک قبر درحال گریه کردن است و خیلی ضعیف و لاغر شده بود

    • سلام. نیمه شب شنبه که پرشب باشه. خواب دیدم که دزد آمده توخونه چشمم رو باز کردم دیدم بالای سرم وایستادم. بلند شدم دیدم 3 نفر هستند از این قربتیا گفتند ما دزد نیستیم هیچی نداریم چند تا اثاث به ما بدید..گفتم خودتون بردارید. برداشتن رفتن. دوباره یعداز این خواب. دیدم همون 3 نفر آمدن. همسرم گفت بس دیگه چیزی نداریم. من گفتم آدرس بدید براتون خود م میارم. خودم چند تا اثاث بردم دادم بهشون..همون موقع همسرم خواب دیده دزد رفته آرایشگاه رو دزدیده. .ممنون این تعبیر ش چی هست استرس بدی دارم ممنون

      • تعبیر خواب ذزد
        https://uniqea.ir/%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d8%b2%d8%af-%d8%af%d8%b2%d8%af%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86/

        این خواب تعبیر پیجیده ای دارد مایل بودید بفرمایید تا اختصاصی تعبیر شود

        اما از نظر روانشناسی نشانه استرس و ترس است و معبران دزد را رفیق ناباب و مال حرام تعبیر کردند. دزد در خواب زن نشانه یک خیانت است.

      • سلام خواب دیدم تو اتاقی هستم یه سجاده نماز پهن هست که یک دفعه دیدم که نوری از سجاده بیرون اومد بعد دویدم سمت سجاده سجده کردم بعد سر از سجده که برداشتم دیدم برف میاد برف خیلی قشنگی بود که تا حالا ندیده بودم هم زمان توی آسمون مثل لامپ های رنگی هم بود و من از پشت پنجره نگاه میکردم

        • سلام، خوابتون بسیار جالب بود. احتمالاً این خواب نشان‌دهنده حس عمیقی از صلح و آرامش است که در دلتان است. سجاده نماز و نوری که از آن بیرون می‌آمد، می‌تواند نشان‌دهنده اعتقاد و ارتباط شما با اعتقادات دینی باشد. برف نشانه پاکی و صفای قلب است و ممکن است نشان‌دهنده تجدید حیات و تجدید نظر در زندگی شما باشد. لامپ‌های رنگی در آسمان نیز می‌توانند نمایانگر شادی و روشنایی در زندگی شما باشند. این خواب ممکن است به شما انرژی مثبت و امید بیشتر بدهد. اگر احساس مثبتی به شما داده، به یاد داشته باشید که خواب‌ها معمولاً تعبیر دقیقی ندارند و تجزیه و تحلیل آنها تنها به عنوان یک نظر محتمل است.

  34. سلام مامانم اکثر شب ها خواب می‌بیند که به خانه ی خاستگار قبلی من می‌رود و اونجا قالی می‌بافد میخواستم تعبیرش رو بدونم

    • سلام
      شرمنده من دخترم ۲سالو نیمشه پسرمم ۷ ماهشه
      ماه پیش مریض شدن و خوب شدن من چند شب پیش خاب دیدم دوباره مریضن و سرفه میزنن و تب دارن ت خاب همش سرفه میزدن سرفه های شدید امکان داره تعبیرش این باش ک دوباره میخان مریض شن😣

    • ۱۱ بهمن خواب دیدم
      عمو و پدر بزرگم که پارسال فوت کردن
      تو دوتا بشکه سیاه در بسته هستن من با خودم میگم خدایا عمو و پدربزرگ چرا تو اون دنیا حالشون خوب نمیشه چرا انقدر در عذابن من چیکار کنم که حالشون خوب بشه(حق و الناس ب گردنشونه بخاطر ارث)
      بعد کنار این دوتا بشکه یه بشکه سیاه خالی هم بود ک درش باز بود
      من ک دارم دنبال راه میگردم برای خوب شدن حال پدربزرگ و عموم
      یکی که نمیدونم خانم بود یا آقا ولی مشکی پوشیده بود بهم میگه تو خودتم زیاد وقت نداری نهایت ۱۵ روز دیگه بعد اون بشکه خالی رو بهم نشون میده
      من میگم نه توروخدااااا و همون لحظه ۲ تا بچه هام میان تو ذهنم ک من نباشم اونا اذیت میشن

  35. سلام وقتتون بخیر
    من خواستگاری داشتم شب پنجشنبه همین هفته وهمون شب خواب دیدم خواستگارم و چند نفر از اعضای خانوادم توماشینش بودیم داشتیم ی جایی میرفتیم که بین راه ایستادیم من و اون رفتیم کافیشاپ و یک چیزی سفارش دادیدم اون آقا فقط برا من وخودش سفارش داد وبرای بقیه که باهامون بودن چیزی سفارش نداد و اون سفارشی خودمون هم گفت گرون منم وقتی دیدم اینجوری گفت گفتم من سفارش خودم رو حساب میکنم وخیلی ناراحت شدم

    • با سلام این خواب نشانه تنش و استرس های زوزانه شماست و نمیوان برای آن تعبیر خاصی قائل شد کما اینکه اگر خواستگار داشته باشید میتواند به دلیل فکر های مربوط به آن باشد

  36. سلام وقتتون بخیر .
    من شب پنجشنبه همین هفته خواستگاری داشتم که همون شب هم خواب دیدم خواستگارم و چند نفر از اعضای خانوادم توماشینش بودیم داشتیم ی جایی میرفتیم که بین راه ایستادیم من و اون رفتیم کافیشاپ و یک چیزی سفارش دادیدم اون آقا فقط برا من وخودش سفارش داد وبرای بقیه که باهامون بودن چیزی سفارش نداد و اون سفارشی خودمون هم گفت گرون منم وقتی دیدم اینجوری گفت گفتم من سفارش خودم رو حساب میکنم وخیلی ناراحت شدم.

  37. سلام وقتتون بخیر .
    من دیشب خواستگاری داشتم که برای اولین بار همدیگرو دیدیم همون شب خواب دیدم من و اون آقا همراه اعضای خانواده من با ماشین داشتیم جایی میرفتیم بین راه توقف کردیم وآقا وارد کافیشاپ شدند وچیزی سفارش دادن فقط بدای من وخودش وبرای اعضای خانواده که همراهم بودن سفارش نداد بعد موقع حساب کردن گفت چقدر گرون ومن ناراحت شدم وگفتم خودم حساب میکنم و ایشون هم فقط برا خودشون حساب کردن

  38. سلام خسته نباشید.ممکنه خواب منو تعبیر کنید ممنون میشم ..احساس میکنم نزدیک به اداندصبح بود که خواب دیدم دارم وضو میگیرم برای نماز صبح دقت کردم دیدم آفتاب همه جارو گرفته با خودم گفتم نماز که الان قضاس…ولی تومکانی بودم که فک کنم همه میخواستن نماز بخونن..منم وایسادم به نماز ولی به جماعت نبود رکعت اولو ناخواسته نشسته خوندم اما یدفعه به خودم گفتم جرا نشسته .‌رکعت دوم و ایستاده خوندم…ممکنه تعبیرش برام بگید تشکر

  39. جمعه حدود ساعت ۳ونیم بود که از خواب بیدار شدم. و خوابم ابن بود که برادر کوچکترم فوت کرده وخودش این خبر را به من داد که من مرده ام درحین صحبت با روح او اورا به صندلی بستند که برای عذاب و پرسش وپاسخ شروع شود ولی همین که بستند اوبه یک پیرزن تبدیل شد ومن منتظر بودم که به من بگویند که این خبردروغ است
    که دیدم مادرم متنی در فضای مجازی گذاشته که نشانگر فوت اوست ناله وگریه بسیار کردم وبه خدا التماس میکردم وبه جوانی حضرت علی اکبر قسمش میدادم برای زنده شدن او

  40. سلام
    خواب دیدم دم در حیاط خونمون بودم به آسمون نگاه میکردم چند تا فرشته (خانم) از آسمون میومدن و از زیر سرم عبور کردن منم اونهارو شمردم که 7 تا بودن داشتن دور میشدن که گفتم بیاید بیاید، اونا روشونو برگردوندن و به سمتم اومدن، بعد روبه روی خونمون یه سجاده پهن کردن و به محض پایین اومدن نامرئی شدن منم براشون سجده و احترام میکردم و انگار یه چیزی ازشون میخواستم
    اونا هم یه کیسه بهم دادن داخلش نمیدونم یه چیزی مثل پنیر بود
    منم گفتم حالا چجوری ازش استفاده کنم اونا هم سریع ی چیزی گفتن ک متوجه نشدم و دیگه ندیدمشون.
    بعد دوباره به آسمون نگاه کردم که از سمت قبله چندین عدد ماه ( که قابل شمارش نبود) به صورت منظم از آسمون مثل ابر حرکت میکرد، گفتم مامان مامان بیا اینارو ببین چقد خوشگلن
    مامان تا اومد اونا رفتن و ندیدشون

    خواهش میکنم تعبیر کنید
    ممنونم.

    • شرمنده
      من هاب دیدم دوباره باردارم
      دخترم ت خاب ۶،۷ سالش بود پسرمم ۴،۵ سالش
      داشتن باهم بازی میکردن منم با مامانم بچه سومی بغلم بود و میرفتم سمت خونمون

      • نشانه نیاز های شماست، چیزی را مخفی میکنید و همین شما را آزار میدهد، اما چیزی که منتظرش هستید را به دست میآورید

  41. سلام و درود اساتید خواب دیدم مادر بزرگم که فوت کرده به خوابم اومد و گفت یک مار سیاه اذیتم میکنه و راحتم نمیزاره تعبیر چیست

  42. سلام خوب هستید برای تعبیر خواب مزاحمتون شدم
    در خواب دیدم که من خانه مادربزرگم هستم و داییم که خسیسه ۸ هزار تومن به مادر عیدی میدی ۸ تا هزار تومنی بعد مادرم با داییم از خانه مادربزرگم میروند و من شروع میکنم به دزدیدن وسایل خانه من ۴ تا اباژور و یک بالشت بزرگ و یک پتو دزدیدم و به بیرون خانه بردم و روی یک ماشین سفید گذاشتم و دوباره برگشتم به خانه مادربزرگم یک نگاه سطحی انداختم و چراغ های خانه را خاموش کردم و رفتم
    بعدش از خواب پریدم

    زمان خواب شب
    ساعت خواب ۳ تا ۴ صبح
    وضعیت جسمیم هم سالم

  43. سلام مادرم اکثر شب ها خواب می‌بیند که به خانه ی خاستگار قبلی من می‌رود و اونجا قالی می‌بافد

  44. بنده اقا هستم با مادرم به کل مشکل خانوادگی دارم از ۱۷ سالگی منو از خونش ترد کرد من پنج ساله مستقل زندگی میکنم و الانم همه سعیشو داره میکنه تا ارث و اموالش بین همه بچه ها تقسیم شه اما به من هیچی نرسه
    .
    اما چند شب پیش خواب دیدم شبانه مخفیانه رفتم به خونش داخل خونش یه کامیون بزرگ و گرون قیمت بود…
    تا کامیون رو دیدم تصمیم گرفتم بفروشمش یه حسی انگاراون هم از پنجره میدید منو و سعی میکرد جلوم رو بگیره نفروشمش اما نمیتونست کاری کنه
    من کامیون رو فروختم و تمام پولش اومد به کارتم و از اونجا رفتم
    بعد یه خواب دیگه هم هس دقیقا فردای همون روز دیدم
    .
    من این پنج سال توی غربت پوسیدم خورد شدم شکنجه شدم ولی هنوز دلم واسه خواهر کوچیکم میره خیلی دلم تنگه براش خیلیییییی روزی نیس که به یادش نباشم
    بعد فردای همون خواب کامیونه خواب دیدم رفتم خونه مامانم خواهر کوچیکم یه گوشه رو زمین دراز کشیده منم کنارش دراز کشیدم هیچ حسی بینمون رد و بدل نشد خیلی راز الود بود نه میشد بگی ناراحتیه و نه خوشحالی فقد تا دیدمش رفتم و کنارش دراز کشیدم و نمدونم چرا نتونسیم با هم حرف بزنیم

    • این نشان از اختلاف خانوادگی شماست و محبتی که دریغ شده است اما به زودی در شرایطی قرار خواهید گرفت که دستاورد بزرگی در انتظار شماست

  45. سلام خدمت شما ی خوابی دیدم ممنون تعبیرش کنید جلو در خونمون ایستاده بودم همسایمون که اصلا باهم رفت و آمد نداریم و‌متاهله اونم جلو خونشون بود تا منو دید کفت شما داری میری مسافرت کفتم اره گفت مگه نشنیدی اونایی که مجردن گفتن هزینه بیشتر باید بدن وگرنه نمیتونی بری منم گفتم من که پول ندارم پس نمیرم بعد ادامه خوابم دیدم که چمدان کوچک و جمع و جور دارم میرم سمت فرودگاه تو خود فرودگاه و نزدیکش بودم زمان درستش یادم نیست

  46. سلام خسته نباشید من چندوقته همش خواب خونه می‌بینم یه بار خواب دیدم میخام یه زمین بخرم بکنیمش باغ که گفتم نه نمی‌فروشنش چند بارم خواب دیدم داخل یه خونه قدیمی هستم ولی نموندم داخلشان زدم بیرون

  47. سلام وقت بخیر ، ممنون میشم این تعبیر خوابم هم لطف کنید بگید
    خواب دیدم با زبان دوتا از دندان های کناری دندان نیش به سمت عقب رو دارم میکنم ، دندان های فک بالا سمت چپ بود که دردی نداشتم و بعد از کندن افتادن کف دستم و آلوده به خاک و کثیف هم نشدن

    • سلام وقتتون بخیر دیشب خواب دیدم لباس عروس پوشیدم که باهمسرخودم ازدواج کنم قراربودهمسرم بیاددنبالم که بریم ازدواج کنیم که من هنوزآماده نشده بودم نرفتم آرایشگاه خودم صورتم را آرایش کردم که زیباشده بودم اما نتونستم موهام رودرست کنم بایه نفرکه الان یادم نیست رفتیم خونشون که من روآماده کنه دیدم همسایه آنهاشوهرقبلیم هست که ازشون طلاق گرفتم رفتم داخل دیدم خانه شان یکی هست برادرهای همسرقبلیم آمدن پیشم گفتن توبچه داری حالامیخای عروسی کنی منم گفتم چون اون موقع نتونستیم عروسی بگیریم الان شرایطمون بهترشده الان میخوایم عروسی بگیریم تعبیر خواب من چیه ممنونم ازتون

    • سلام وقتتون بخیر دیشب خواب دیدم لباس عروس پوشیدم که باهمسرخودم ازدواج کنم قراربودهمسرم بیاددنبالم که بریم ازدواج کنیم که من هنوزآماده نشده بودم نرفتم آرایشگاه خودم صورتم را آرایش کردم که زیباشده بودم اما نتونستم موهام رودرست کنم بایه نفرکه الان یادم نیست رفتیم خونشون که من روآماده کنه دیدم همسایه آنهاشوهرقبلیم هست که ازشون طلاق گرفتم رفتم داخل دیدم خانه شان یکی هست برادرهای همسرقبلیم آمدن پیشم گفتن توبچه داری حالامیخای عروسی کنی منم گفتم چون اون موقع نتونستیم عروسی بگیریم الان شرایطمون بهترشده الان میخوایم عروسی بگیریم تعبیر خواب من چیه ممنونم ازتون

  48. سلام من دیشب خواب پدر بزرگم رادیدم خوشحال بود و میخندید مرا بغل کرد و بوسید ،مثل همیشه روی مبل همیشگی‌اش نشسته بود در خانه خودش بود ،خانه شان حالا فروخته شده

    • دیدن مرده در خواب اگر در خواب خوشحال باشد نشانه اینست که مرده از ما رضایت دارد و در آن دنیا حالش خوب است. و برای شما هم به یک خبر خوب تعبیر میشود

  49. سلام دیشب خواب پدر بزرگم رادیدم خوشحال بود و میخندید مرا بغل کرد و بوسید روی مبل همیشگی‌اش در خانه خودش بود خانه شان حالا فروخته شده

  50. سلام وقتتون بخیر
    خواب دیدم که جایی هستم غروب بود و هوا روشن بود و در آسمان خورشید و ماه (ماه بصورت هلال بود )و یه چیزی شاید شبیه یه ستاره پشت سر هم در حال رد شدن بودن و حرکتشون سریع بود این خوابو فکر کنم تقریبآ ساعتای پنج صبح به بعد دیدم.ممنون میشم تعبیر خوابم رو بگید.
    با تشکر

  51. سلام وقت بخیر. خواب دیدم برای خاستگاری با کسی که دوسش دارم و در رابطه هستیم آماده شدیم و با خانوادم منتظر موندیم میوه و شیرینی و همه چیز آماده حتی گل آرایی و… تا اینکه آنها زنگ زدن و خبر دادن که عمه‌ی مادر پسر فوت شده و مراسم خواستگاری به تاخیر میفته. این خواب رو دقیقا زمانی دیدم که به طور واقعی شب قبل خبر فوت عمه به گوشمون رسید. با اینکه من میدونستم عمه فوت شده ولی خواب خواستگاری دیدم و خبر مرگش رو باز توی خواب هم شنیدم و خاستگاری کنسل شد و به تاخیر افتاد.

  52. عرض کنم خدمتتون که خواب دیدم خواهرم که متاهل هست یدونه پیراهن با رنگ سفید و چهارخونه های سیاه بهم هدیه داد که قسمتی از این پیراهن سوراخ بود و من اونو پوشیدم ، در ادامش یه خواب دیگه دیدم که پدرم که عمرشو دادن به شما تو خونه سه تا پلاستیک پر از میوه میاره و میده به من ، خواستم بدونم تعبیرشون چیه
    این خواب هارو دیشب دیدم جفتشو و اینکه ساعتش هم نزدیکای صبح بود و احتمالأ از اذان گذشته بود اما دقیق یادم نیست

    • A b H y, [01.12.23 15:58]
      خوابی که درباره پدرتان دیدید
      نشانه خیر و برکتی است که وارد زندگی میشود کیفیت خیر و مال بسته به نوع میوه ها دارد

      A b H y, [01.12.23 15:59]
      اما لباس پاره هدیه گرفتن
      شروع کردن کاری است یا بدست آوردن مالی که به زحمتش نمی‌ارزد یا آنچیزی که انتظارش را دارید برآورده نمی‌شود.
      یا کاری که نتیجه اش در برابر زحمتش ارزشمند نیست

  53. سلام و عرض ادب
    ممنونم از این سایت و عوامل محترم که در تعبیر خواب خیلی خوب و عالی عمل کردن ، بنده مدتی قبل خوابی دیدم که طبق تعبیر ادمین عزیز به واقعیت پیوست خیلی خوبه آدم توسط هشدارهای خوابش آماده باشه برای اتفاقات آینده امیدوارم سلامت و تندرست باشید 🌹

  54. دیشب دوستم خواب دیدن که من داخل یه زندان زندانی بودم و ازشون کمک میخواستم و گویا ناراحت بودم و ایشون دنبال من میگشتن

    • مورد اول اینکه این خواب برای شما تعبیر ندارد، مگر آنه رویا صادقه باشد
      رویای صادقه نیز شرایطی دارد، که باید در نظر گرفته شود

      تعبیر خواب دوست شما،نشانه غم و اندوه است، ایشان در نظر داشتند برخی کارها رو سر سامان دهند ولی هر کاری کردن به ضرر ایشان تمام خواهد شد.
      البته برای تعبیر اختصاصی باید شرایط و جزئیات بیشتری ارسال شود
      تعبیر هر خواب بسته به شخصیت و زندگی فردی شما دارد

  55. عزیزم شرمنده
    من برادرشوهرم و خانمش و فرزندش رفتن شمال .منو همسرم هردو خاب دیدیم ک برادرشوهرم و خانمش ت خونشونون مرغ و گوشت نیست فقط ناگت و اینا خونش داره
    من خاب دیدم خونم خیلی بزرگ بود پدرشوهر و مادرشوهرمم بودن،برادرشوهرم و پسرش اول اومدن گفتن خونتون چقدر قشنگه کی اسای کشی کردید گفتم غذا خوردید گف اره باید برم دیگ اومدم فقط بچه ها ببینم گفتم بیا داخل بهشون عدس پلو داشتم دادم خیلی گرسنه بودن بعد چند دقیقه جاریم اومد کف اومدم دنبال بچه ها بریم گفتم بیا داخل گف ن‌باید بریم اسرار کردم اومد داخل و کف خیلی گرسنمه غذا داری بهش عدس پلو دادم و وقتی خورد تشکر کرد ازم از خاب پریدم

    ی خاب دیگم دیدم
    من ی دختر ۲سالو نیمه دارم
    خاب دیدم ت خیابونم با دخترم گم شدیم هیچکسم نبود اطرافمون انگار من بودم و دخترم ت شهر ،ت خیابون نگاه میکردم ب دخترم بم اول خندید بعد قیافش شبیه اجنه و شیاطین میشد خییییلی ترسناک میشد انگار دخترم نبود کس دیگ بود قیافش شبیه دخترم بود افتاده بود دنبالم هرچی داد میزدم و گریه میکردم کمک میخاستم کسی نبود کمکم کنه داشت دنبالم میکرد منم فرار میکردم فقط برمیگشتم پشتم ببینم قیافه ترسناک داشت

    • درباره خواب دوم باید بگم
      بیشتر به خاطر استرس و اضطرابی که دارید
      احتمالا چیزی فکراتو درگیر کرده
      و اینکه احتمالا دخترتون شیطنت های داره، که ممکن بعضا با واکنش شما روبرو بشه، و همین باعث شده یه مقدار در بعضی روزها بهم بریزد
      به خصوص در ایام سیکل پریودی
      این دقیقا همون ناخداگاه شماست
      چون بخشی از خوابهای که ما می‌بینیم. همان چیزهایی است که در طول روز زندگی میکنم
      و این خواب ها از روزمرگی ما نشات میگیرند

      خواب اول نشانه یک سری کدورت هاست ،شاید هم چشم و هم چشم های رایج
      ولی بین تان مشکلی به وجود خواهد آمده که دلیل آن یک سوئ تفاهم پیش پا افتاده است.
      بهتر است زیاد درگیر برخی واکنش ها نشوید و به هر حرفی که می‌شنوید حساس نباشید

  56. سلام وقتتون بخیر.
    من خواب دیدم در یه مکانی شبیه کلیسا یا سالن آکادمی هستم که قفسه های بلندی از کتاب اطراف اون اتاق وجود داره
    روی سر یکی از قفسه ها دوتا عقاب بودن که توی خواب میدونستم که نر و ماده هستند
    عقاب نر بزرگتر بود و پرهای مشکی و شکم سفید داشت، عقاب ماده سرخ و مشکی بود و اندازه‌ی کوچک تری داشت.
    این دوتا عقاب بالای یکی از قفسه ها تخم گذاشته بودند که البته تخمشون کوچیک بود(تقریبا اندازه تخم کبوتر)
    و آدمهایی هم توی اون مکان بودن که میخواستن این دوتا عقاب رو اذیت کنند و تخمشون رو بشکنند، منم مدام بهشون میگفتم که نه اینها گناه دارند حیوونای بی زبونی هستند
    و این دوتا عقاب احساس میکردن که من ازشون طرفداری میکنم، مدام میومدند سمتم و روی شونه هام و بازوهام می‌نشستند دورم پرواز میکردند (خیلی صحنه‌ی واضحی بود) و منم یکم میترسیدم ازشون و وقتی پنجه میزدند به لباس ها و سرو شونم یکم خودم رو جمع میکردم اما توی دلم میدونستم که کاریم ندارن.

    بعدش دقیقا یادم نمیاد که از خواب پریدم و بعد ازینکه دوباره خوابیدم ادامه‌ی خواب رو دیدم یا نه مستقیما ادامه‌ی همون خواب بود اما دوباره خواب دیدم که توی همون مکان هستم و یکسری از آدمها اونجا روی نیمکت ها نشسته بودند یه حالتی مثل آکادمی یا کلاس درسی بود.
    و من میدیدم عقب اون سالن روی یکی از قفسه ها یه مار خیلی بزرگ سفید داره یه مار نسبتا کوچکتر سیاه رو زنده زنده می‌بلعه و این دوتا مار باهم درگیر بودند و خیلی صحنه‌ی عجیبی بود من همونجا شوکه شده بودم و هیچکس هم متوجه این اتفاق نبود، من خطاب به اونها داد زدم که مواظب پشت سرتون باشید و جمعیت اونجا وقتی برگشتند و اون مارها رو دیدند سالن همهمه شد و همه داشتند فرار می‌کردند، ولی من تو اون موقعیت بینشون وایساده بودم و مارها رو نگاه میکردم درست یادم نمیاد حس میکنم شوک شده بودم یا اون صحنه برام خیلی عجیب بود تا اینکه از خواب پریدم
    ممنون می‌شم راهنمایی کنید و تعبیر خوابم رو بگید سپاسگزارم از سایت خوبتون.

  57. سلام خواب دیدم همراه مادرم که فوت کردن ودختر برادرم سوار ماشین بودیم به بازار رسیدیم پارک کردیم پیاده شدیم دیدم ماشین قدیمییه رفتیم بازار دیدم برف ریز میادرفتیم زیر سقف ،کمی برف تند شدمارفتیم زیر برف

    • سلام برای بررسی بهتر بایذد جزئیات بیشتری را ارسال کنید ولی به شکل مختصر عرض کنم در زندگیتان یک مشکل دارید و به زودی فرصتی پیش خواهد آمد تا بتوانید این مشکل را حل و به زندگیتان سزو سامان دهید شاید این فرصت یک پیشنهاد برای معامله باشد.

    • سلام برای تعبیر دقیق تر باید بیشتر توضیح دهید ولی به شکل کلی میتوان گفت که به زودی یک فرصت برای انجام یک معامله یا خرید و فروش برایتان ایجاد خواهد شد که باعث سامان گرفتن بخش از مشکلات شما میشود.

    • سلام خسته نباشید من باردارم خواب دیدم که دوتا گاو هی دورم گرفتن انگار خیلی دوستم دارن چاق و سیاه و سفید بودن و مهربون بودن باهام من میترسم ازشون هی میگم اینا چرا منو ول نمیکنن الان پا میزارن رو پام ولی اونا ولم نمیکنن میخواستم ببینم تعبیرش چیه

      • با سلام تعبیر خواب گاو نشانه روزی و افزایش رزق است اما برای تعبیر خواب کامل و دقیق باید جزئیات بیشتری بفرمایید.

  58. من دیشب یه خواب دیدم که بادونفراز دوستام بودم که داشتیم جزوه هامونه وکامل میکردیم که من یه لحظه رفتم حایی برگشتم اونارفته بودن جزوه من بودش بعد یه شیلنگ اب رو یه سکوبودیاپشت بام ولی ارتفاع داشت به پشت بام میخورد میخاستم که دستام وبشورم که اب به سمت برگه هامیرفتن برگه هام خیس شدن درصورتی که بقیه هم همین کارو انجام داده بودن اینجورنشده بود اب راه خودشو میرفت ولی واسه من نه

    • به نظر می‌رسد که خوابی از دل نگرانی‌ها و استرس‌های روزمره خودتان بوده است. تعبیر خواب شما می‌تواند به این شکل باشد:

      در خوابتان، به دوام و نزدیکی با دوستانتان امید داشته‌اید و به گونه‌ای در حال مطالعه و کمک به یکدیگر برای یادگیری هستید. با این حال، در یک لحظه شما توجهی به جایی دیگر داشته‌اید و از آن بازگشته‌اید، اما متوجه می‌شوید که جزوه‌های شما از بین رفته‌اند. هنگامی که شما قصد داشتید دستانتان را بشویید، یک شیلنگ آب از پشت بام می‌اندازید و برگه‌های شما مرطوب می‌شوند. این اتفاق برای شما غیرمنتظره است، زیرا سایر افراد همچنین با این وضعیت مواجه نشده‌اند و آب به طور طبیعی مسیرش را پیش می‌گیرد.
      این نشان می‌دهد که شما در موقعیتی قرار دارید که تاثیر متفاوت و منفی بر شما دارد و در برابر شانس مخالف عمل می‌کند.

      برای تعبیر پیوسته و تفسیر دقیق تر خواب، لازم است که بیشتر در مورد شرایط زندگی و نگرانی‌هایتان بدانم. اما مشخص است که این خواب نشان دهنده افزایش استرس و نگرانی شما در چند هفته اخیر است. ممکن است بهتر باشد در این مورد با یک فرد اعتمادی صحبت کنید یا به روش‌های مدیریت استرس مانند ورزش، مکالمه با دوستان یا اجرای روش‌های آرامش بخش مثل مدیتیشن و یوگا، روی بیاورید. مراقب خودتان باشید و از فعالیت‌هایی که به شما آرامش می‌بخشد، استفاده کنید.

    • با سلام
      اقا هستم خواب دیدم که کرم کوچک سفید رنگی روی زمین در حرکت است ان را برمیدارم و با آن بازی میکنم و کرم بزرگ و‌ زرد رنگ می شود و پوست می اندازد از مادرم میپرسم این چیست میگوید مار است من میترسم و مادرم به قصد اذیت مار را برمیدارد و به من نزدیک میکند
      تعبیرش چه میتواند باشد؟
      ممنون از شما اجرکم عندالله

      • دیدن خواب اول نشانه انعقاد نطفه و در ادامه سقط آن است که باید نسبت به آن توجه کنید
        خواب دوم
        نشانه یک دشمن (زن) در خانواده است که موجب میشود خانواده نسبت به هم ظن پیدا کنند ، این دشمن بسیار فریبکار است و طوری رفتار میکند که شما متوجه او نخواهید شد.

        در کل اگر سقط صورت پذیرد خانواده فشار بیشتری روی شما خواهند گذشت و مشکلات شما بیشتر خواهد شد و موجب رنجش شما می‌شوند

  59. من بعدازچله نادعلی که برداشته بودم خواب دیدم بعدازظهرخوابیده بودم. دراتاق بالایی درازکشیدم بودم بلندشدم دیدم دونفردست دردست هم ایستادن درپشت بام همسایه که دیواربه دیوارهستیم من نگاهشون کردم یکی ازیکی هیکلی تربودودست هموگرفته بودن یهوگفتم امام حسین وحضرت ابوالفضل هستناداشتن باهم پروازمیکردن ازبالای خونه ماکه گفتم کاش می گفتم بهشون ازدواجم روجورکنن دقیقا بااین جمله کاش می گفتم منم شوهرکنم .مجردهستم وسن بالا
    اماچهره شون نورانی وسفیدنبودتقریباگندمی تیره بود حالاموندم تعبیرش چیه ودرضمن اونموقع بینیموجراحی ترمیمی کرده بودم واز۲۸ صفرچله نادعلی روبرداشته بودم بمدت ۴۰روز تقریباآخرای این چله این خواب رودیدم گفتم شایدبهم ربط داشته باشن وتعبیرش چیه ؟

  60. اگر در خواب ببینی خانه فروخته شده
    خانه ای که میخواستی بفروشی
    و شخصی که فروخته با خوشحالی میگه سانس شما بوده که این خریدار خانم
    دنبال خانه های اینجوریه که باز سازی کنه و بفروشه
    در خواب این آقا که خانه را فروخته برای نا کت شلوار طوسی پوشیده و خندان هست
    پول و چک های گرفته شده بابت خرید خانه را در دستمالی سفید گذاشته
    و برای مدت کوتاهی میره بیرون
    داماد ما ک اونجاست بلند میشه پولها و چک‌ها رو بشمره
    بعد شمارش نظم این پول و چک‌ها بهم میریزه همه نونو هست
    بعد میزاره سر جاش
    دوباره بعد مدتی همین جوری ک خوابیده
    کنار این پول و چک ها
    مقداری از آنها رو بر میداره
    و میزاره زیر سرش
    البته به شوخی ولی من همه رو دیدم
    و بعد بر گردان سر جاش
    و بعد گفت تو میخواهی با همون دختر ازدواج کنی که گفتی و پول‌های خودت از بین ببری
    داشت مثل همیشه شیطنت و فضولی می کرد که من بلند گفتم به شما ربطی نداره
    هر کاری صلاح بدونم می کنم ، داداشم که از من بزرگتره فقط نگاه می‌کرد از اول و ساکت بود
    اون آقا که برای ما خانه را فروخته در همین لحظه اومد و فهمید پولها و چک‌ها از جای خودش تکان خورده یعنی از نظر مکانی جا به جا شده امه را بر داشت
    و گفت من برم برای شما غذای نذری بیارم
    مم تو همین لحظه گفتم حاج آقا ۳ دانگ خونه مال مامان هست و من و برادرم هر کدام یک دانگ و خواهرم هم نیم دانگ داره
    گفت میدونم و به من گفت ظرف بده برای غذا
    من رفتم ظرف بیارم
    دیدم یکی از آدمهایی که همیشه دنبال انسانهای سرشناس راه میوفته تا مبلغی پول بگیره بابت روًه یا همون هیئت اومد
    خلاصه راه براش باز می‌کرد و این آقایی که فروشنده خونه ماست رفت تو دکان یکی از فامیلهاش به نظر پسر برادرش
    ک اونم منو تحویل گرفت و من اونجا پاکتی که پول و چک توش بود دادم کنارش و منگنه کرد

  61. خواب دیدم ماهی های رنگی و مختلف توی تنگ دارم ابش هم تمیزه اما همش ماهیام از دستم فرار میکنن خودشونو بیرون از اب میندازن منم زود میرم نجاتشون میدم و برشون میگردونم به اب بعد شنا میکنن ی بارم یکیشون دستمو گاز گرف ماهیام کوچولو بودن چندین بار فرار کردن منم برشون گردوندم به اب ک نمیرن

    • این خواب نشانه آن است که شما در زندگی شخصی خویش روابطی دارید که نیازمند مراقبت از انها هستیدو ولی برای حفظ این روابط با پالش روبرو خواهید شد. ممکن است این روابط رابطه مستقیمی در ازدواج شما داشته باشد.

    • سلام ببخشید من دیشب ساعت ۶ و خورده ای خواب دیدم ک توی غسال خونه مانند بودم من ک یک خانم دیگه داشتیم استخوان های انسانهای دیگرو ک فوت شدن بودن جدا میکردیم اثر یاز جسد نبود فقط استخوان بود و بهن میگفتن بنداز داخل کیسه و روش عدد ۱٠ یا ۱۱ بزن خودشونم استخونی ک یزره گوشت بهش چسبیده بودو مزه میکردن گفتم چرا اینکارو میکنی گفت نمیدونی چقدر خوبا که، بعدش گفتن این استخوان انسانه و از استخوان ماهی تیز تره،،،،، قسمت دیگش دیدم منو میخواستن بکشن یعنی یه خانمی کنار من خوابیده بودن منم خوابیده بودم بهشون گفتم ک تو ک زنده ای پس چرا اینجایی چرا نمیای بریم ما ک زنده ایم هیچی نمیگفتن فقط میخندیدن ک یهو یه خانم بالا سریشون حالت ضربدر ردی میشونیشون با چاقو برش زدن و فوت شدن و از اول روشون پارچه سفید بود؛ من فرار کردم یادمه دیگ از این محیط خارج شدم مثلا رفتم تو یخونه از بالکت خونمو پرت کردم چند تا ادم دنبالم بودن بعد من موفق شدم و با خانوادمم بودم و این قسمت پایانی خوابم بود ک دیگ تهش نمیدونم چی شد ولی یجا هم من توی همون سالن بودم ک خانمه قبلش فوت شد سمت راست اقایون بودم و چپ حانم ها روی همشون پارچه سفید بود و باهام خدافظی میکردن و دستشونو تکون میدادن من عقب عقب با ترس ازشون گذشتم و دور شدم و میدیم درد میکشن حتی مثلا پاهاشونو یهو میاوردن بالا اقایون یکی از ماهاشونو دکتر اونجا میدین لمسه و دست میزن ب انگشت پاهاشون ک دیگ من متوجه ترس اونا بودم و حالشون و عقب عقب رفتم، ترو خدا تعبیر خواب من چی میشه

    • سلام من شب نوزدهم خسته بودم خوابیدم نتونستم بیدار بمونم خواب دیدم رفتم کربلا تو حرم امام حسین تو صف نماز جماعت بودیم خواهرم هم بود ولی من هر کاری میکردم نماز یادم رفته بود یادم نمیومد سر نماز چی بخونم بعد نماز قرآن دست گرفته بودیم نوبتی قرآن میخوندیم خواهرم خوند یکم غلط داشت نوبت من شد با اینکه میدونستم قرآن بلدم ولی هر کاری میکردم کلمات قرآن را نمیدیدم انگار تاریک بود فقط انا انزلنا را میدیدم با خودم گفتم من این را حفظم از حفظ میخونم ولی بازم یادم نمیومد که بخونم توهمون صف بودیم که یه جوان لاغری بلند خوابونده بودند خادمین اونجا دست و پاهاش را مالش میدادن گویا اون دزدی کرده بود و الآن موقع مرگش بود جون میخواست بده ولی جونش در نمیرفت ومیگفت جونم تو پاهام مونده ودر نمیره به همین خاطر کمکش میکردن به ماگفتن فلان جا افطاری میدن برید بگیرید ما رفتم چند تیکه نان و سینی های بزرگ خرما را جلومون میگرفتن تا برداریم اونجا داداشم بودی که با قدی بلند اومد جلو و گفتی این خرما ها برا پدرم فاتحه ای فاتحه بفرستین من یه ترسی تو وجودم بود و دنبال جای امنی تو حرم میگشتم از این حیاط به اون حیاط میرفتم یه جا نشسته بودند و آسمان رو نگاه میکردند آسمون را نگاه کردم دیدم یه چشم خیلی بزرگ تو آسمونه داره مارو نگاه میکنه یهو همه چیز تغییر کرد و همه جا بیابون خشک با خار و حیوانات عجیب بو دکه روی دو پا بودند و بدناشون تیکه تیکه و رنگا با رنگ وحشتناک بود تمام بدنم پر ترس بود و از ترس بالای پشت بام ها میرفتم و خانه های خراب وگلی بود واز ترس فقط بسم الله میگفتم تا از خواب بیدار شدم از سحر گذشته بود و موقع نماز بود

پاسخ دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

روش تعبیر خواب تلفنی یونیکا